تبليغاتX
"ان الانسان لفي خسر منم"


















"ان الانسان لفي خسر منم"



در رابطه با سال "حركت به سمت اصلاح الگوي مصرف"

توسعه اقتصادي آرمان پر جاذبه عصري است كه بشر خدا را فراموش كرده و از جاودانگي روح خويش غفلت كرده است. در تقسيم بندي ملل جهان به توسعه يافته و توسعه نيافته معيار و ميزان چيست؟ توسعه اقتصادي؛

به اعتقاد حقير آن بينش خاصي كه جهان را با ماده معنا مي كند، ميتواند بعد اقتصادي حيات بشر را مبناي شناخت و تعريف او قرار دهد. در نظام اعتقادي ما آن توسعه اي معتبر است كه بر تعالي روحي بشر تكيه دارد و تعالي روحي بشر نيز به پرهيز از فزون طلبي و تكاثر و منع اسراف و تبذير و پيروي از يك الگوي متعادل مصرف منتهي مي شود، نه به رشد اقتصادي محض.

برگرفته از كتاب توسعه و مباني تمدن غرب- فصل دوم كتاب.

به ياد شب هاي دوشنبه سال 1426هجري قمري در كنار دوستان...


پي نوشت:
 و بدان اي شيخ ما براي سلامتي مادرت دعا مي كنيم....

دوستان كنايه فهم خوب مي فهمند . . .

+نوشته شده در ساعت11:46توسط مجید نيكبخت | |

 

ستونی که سيد مرتضی برای آن لحظه شماری می کرد...

 

... آن طور گفته اند که در روز واقعه‌ سید مرتضی نفر ششم گروهی از راویان فتح بود که به ستون یک در میانه میدان پيش مي رفتند وپا در جاي پاي يكديگر مي گذاشتند. پيش از او پنج نفر عبور كرده بودند. اول حاج محمد علي طالبي،‌فيلمبردار كه در سال شصت شهيد شد. دومي حسن هادي فيلمبردار، سومي  رضا مرادي صدابردار، چهارمي  امير اسكندر يكه تاز و پنجمي بهروز فلاحت پور (كه يك سال قبل در لبنان شهيد شد) سيد مرتضي نفر ششم از راويان فتح بود كه پا در آتش گذاشت و آتش بر او گلستان شد...

 

و اكنون ما در اين مسير در كجا قرار داريم؟؟؟

آيا اصلاً ما را در اين ستون جايي هست؟؟؟

 

يا ودود..........

 

+نوشته شده در ساعت10:16توسط مجید نيكبخت | |



سلام بر همه دوستان و عزيزاني كه به اين وبلاگ لطف داشته و هرزچندگاهي به ما سر مي زنند.

دوست دارم اولين مطلبي كه در اين سال مي نويسم راجع به آقا و مولايمان باشد...

پس با دو بيت شعر شروع مي كنم. چرا كه از زبان شعر بهتر پيدا نكردم...

 

اي مركز ثقل كهكشان دل من!           خورشيد بلند آسمان دل من

عمري ست كه من منتظر ديدارم         يك جمعه بيا به جمكران دل من


+نوشته شده در ساعت19:15توسط مجید نيكبخت | |