|
اصول سياست خارجى در قرآن
مقصود از اصول سياستخارجى مجموعهاى از آموزههاى دينى است كه چارچوب كلان سياستخارجى دولت اسلامى را شكل مىدهد . اين مجموعه از نوعى خصلت ثبات و ماندگارى برخوردار است و از نظر تفسيرى بر ديگر مسائل سياستخارجى حكومت دارد . يكى از پژوهشگران مسلمان در تعريف اصول سياستخارجى مىگويد: مقصود از اصول سياستخارجى، مبادى و اساس روابط خارجى دولت اسلامى است كه منابع دينى آنها را به عنوان چارچوب و اساس تنظيم روابط خارجى مطرح مىكند. قرآن كريم در زمينه مسائل سياسى در حد بيان كليات و چارچوبهاى كلان سياستخارجى بسنده كردهاست، اين كليات را اصول سياستخارجى مي ناميم و تحت چهار عنوان «اصل نفى سبيل» ، «اصل دعوت يا جهاد» ، «اصل عزت دينى» و «اصل پاىبندى به معاهدات بين المللى» از آنها نام مي بريم. همينطور اين اصول چارچوب كلان سياست گذارى خارجى دولت اسلامى را سامان مىدهند و دولت اسلامى نمىتواند در سياستخويش آنها را نديده انگارد . يا ودود ...
دشمن شناسي و اتخاذ تاكتيكهاي متناسب يك دشمن، كوچك و كماهميت است؛ اما درعينحال نبايد از او غافل ماند. يك وقت ممكن است يك خطر بزرگ به وجود آورد. او كدام است؟ قبايل نيمهوحشى اطراف مدينه. به فاصله ده فرسخ، پانزده فرسخ، بيست فرسخ از مدينه، قبايل نيمهوحشىاى وجود دارند كه تمام زندگى آنها عبارت از جنگ و خونريزى و غارت و به جان هم افتادن و از همديگر قاپيدن است. پيغمبر اگر بخواهد در مدينه نظام اجتماعىِ سالم و مطمئن و آرامى به وجود آورد، بايد حساب اينها را بكند. پيغمبر فكر اينها را كرد. در هر كدام از آنها اگر نشانه صلاح و هدايت بود، با آنها پيمان بست؛ اول هم نگفت كه حتماً بياييد مسلمان شويد؛ نه، كافر و مشرك هم بودند؛ اما با اينها پيمان بست تا تعرّض نكنند. پيغمبر بر عهد و پيمانِ خودش، بسيار پا فشارى مىكرد و پايدار بود؛ كه اين را هم عرض خواهم كرد. آنهايى را كه شرير بودند و قابل اعتماد نبودند، پيغمبر علاج كرد و خودش سراغ آنها رفت. اين سريههايى كه شنيدهايد پيغمبر پنجاه نفر را سراغ فلان قبيله فرستاد، بيست نفر را سراغ فلان قبيله، مربوط به اينهاست؛ كسانى كه خوى و طبيعت آنها آرامپذير و هدايتپذير و صلاحپذير نيست و جز با خونريزى و استفاده از قدرت نمىتوانند زندگى كنند. لذا پيغمبر سراغ آنها رفت و آنها را منكوب كرد و سر جاى خودشان نشاند. "مقام معظم رهبري" يا ودود .....
به نام ............... آن كه يك عمر زمين خورده منم پايبنده گنه خويشتنم پر لغو است كلام و سخنم شده فرسوده ز عصيان بدنم " ان الاانسان لفي خسر منم " من كه در چاه هوس افتادم عمر و فرصت همه از كف دادم غير تو كس نكند امدادم رحم كن بر من و بر ضعف تنم " ان الاانسان لفي خسر منم " |
About
مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 Links
خامنهای دات آیآر |